‏نمایش پست‌ها با برچسب تولد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تولد. نمایش همه پست‌ها

۲۴ تیر ۱۳۸۹

فطرس ملک ...

داستان های مختلفی درباره فطرس ملک شندیده بودم تا چشمم به مطلب سایت فطرس افتاد ازش خوشم اومد که همون مطلب را به مناسبت تولد آقا امام حسین (ع) عینا ذکر می کنم ...

خسته، آزرده، درمانده و بي‌همــدم.

(( ... بسوز كه سزاوار اين سوختني، بساز كه مجبور به اين ساختني، اين بر تو كه مورد قهر خدا قرارگرفتي رواست تا ديگران عبرت بگيرند و در اجراي فرمان حق قصور نكنند ... سبحانك يا رب سبحانك يا رب ... من خود مي‌دانم مستحق اين بختم، اين عذاب را به جان خريدارم تا كه خود نظري كني سبحانك ... ))

صدايي آشناست، صدايي كه نوازشگر لحظات مجروحِ فطرس است؛ آري صداي بالهاي نازنين روح‌الامين است.

(( ... آرام بگير فطرس گوش كن گويي او تنها نيست خيلِ فرشتگان خدا نيز با او هستند؟! يعني چه شده؟ چه واقعة عظيمي رخ داده كه اينچنين ملائكه از عرش بر زمين هبوط مي‌كنند؟ هرچه هست خبر از خلقي عظيم دارد. يقين گُلي خلق شده كه ملائكه براي استشمام آن گل مي‌روند! امّا نه! شايد ماه ديگري خلق شده، يا خورشيد ديگري، نه چه مي‌گويم؟ كه حتي وقتي خدا خورشيد را خلق نمود اين شور و همهمه نبود، اگر اين مخلوق تا اين حد عظمت داشته باشد حتماً ...

روح‌الامين! روح‌الامين! تو را به خدا بگو چه شده؟ حسرت بال و پرزدن شما مرا مي‌كشد؛ بيش از سوزش و شكستن بالم آزارم مي‌دهد. به فطرس بگو كه چه روي داده كه اينچنين ولوله در عرشِ خدا افتاده، مگر بار ديگر ابوالبشري خلق شده چون آدم؟ يا بالاتر از او؟ نوري از جنسِ خدا ... )).

جبرئيل پاسخ داد: (( رفيق پرشكسته، فطرس! كاش موردِ قهرِ خدا نبودي، ومي‌ ديدي كه چه خبر شده؟ آري نوري و مولودي از نورِ خدا خلق شده او عزيز دل مصطفي كه نه! خودِ مصطفي است. او جگرگوشة علي، دردانة زهرا ‌ست و پشتيبانِ مجتبي ست. اوخامس آلِ عباست كه به اهل زمين هديه داده شده است و ما براي تبريك به رسولِ خدا و اهلِ بيتش به حضورشان شرفياب مي‌شويم )).

ـ درنگ جايز نيست. ـ

(( خدايا، اي خدايِ مهربان مرا با روح‌الامين راهي كن كه عرضِ تـــبريك به رسولِ تو داشته باشـــم))

.(( كمكم كنيد؛ كه خداوند اجازة همراهي شما را به من داد، تحمل مرا هم تا زمين داشته باشيد))

(( بيش از اين معطلي جايز نيست؛ فطرس را هم با خود مي‌بريم به بركت اين مولود، آتش قهر خدا فرونشسته و اجازة همراهي او با ما داده شده، زيرِ بالهايش را بگيريد ... )).
زيباتر از اين زمان خلق نشده و نخواهد نشد، بيت علي غرقِ نور است محل رفت و آمد فرشتگانِ خداست همه در شعفند همه به هم تبريك مي‌گويند محفلِ انس كامل شده، چقدر اين بزم ديدني است، پنج آفريدة مقدسِ خدا احمد، علي، فاطمه، حسن و ... .

نام او چيست همه منتظرند به چه نام او را صدا بزنند، او كيست كه نيامده همه شيدايِ او شده‌اند؟!

ـ همه از هم مي‌پرسند.

جبرئيل با پيغمبر زمزمه مي‌كند همه ساكت شدند، چشم به لبهاي رسولِ خدا دوختند امّا چرا پيغمبر خدا اشك مي‌ريزد ... به ناگاه با صداي دلنشين نبي شوري به پا شد حسين . ... حسين؟ ... حسين! ... اين نام براي همه آشناست. براي همه ملائكه، براي همه انبياء و براي همة عالمِ، اين نام نامي است كه همة ملائكه، همه انبياء و همة عالم را دگرگون كرده است.

از فرشته شادي تا فرشتة ماتم از آدم تا خاتم و از ذره تا عالم.

ـ ديگر كسي نمي‌پرسد كه چرا پيغمبر اشك مي‌ريزد.-

حسين يعني واسطة احسان قديم، حسين يعني خون خدايِ كريم و حسين يعني ذبحِ عظيم.

همه مي‌خواهند براي او لالايي زمزمه كنند و در اين بين فطرس از همه مشتاق‌تر، خود را به گاهوارة حسين نزديك كرد.

بالهاي شكسته خود را به گهواره او زد؛ غرق در راز شد، نه! غرق در نياز شد (( ... ديگر تنها نخواهم ماند ديگر خسته نخواهم شد، بعد از اين نام تو مونسِ من است ذكر من بعد از اين در آن جزيرة تنهايي اين خواهد بود: سبحانك يا رب الحسين))

(( شايد فطرس نفهميد امّا همه ملائكه ديدند كه به يكباره بالهاي شكسته و سوختة فطرس ترميم شد و يا بهتراينكه، بالهاي نو بدست آورد. امّا فطرس عجيب زمينگير شده و اگر خواست خدا نبود، او از كنار گهوارة حسين تكان نمي‌خورد )).

گويا ندايي از غيب مي‌گفت:

با عشق شرح راز كن، بر جمله عالم ناز كن، پرهاي خود را باز كن، پرواز كن پرواز كن ...

...............

و شنیده ام فطرس با خود احد کرده سلام تمام مشتاقان و مریدان از هر نقطه این حهان را به حضرتش برساند .

السلام علیک یا اباعبدالله ...


۰۷ فروردین ۱۳۸۸

چرا به دنیا اومدم

امروز داشتم به این فکر میکردم اگر به دنیا نیومده بودم چه اتفاقی می افتاد و یا چه اتفاقی نمی افتاد. بعضی از انسان ها وجودشون و یا عدم وجودشون در دنیا خیلی تاثیر گذاره البته در سطوح متفاوت. برای مثال پیامبران و امامان و یا رهبران فرقه های مختلف ، مخترعینی مثل ادیسون و یا گراهام بل و در جهت عکسش افرادی مثل، هیتلر ، صدام و خیلی های دیگه که نبودشون بهتر از بودنشون است. ولی هرچقدر هم که انسان جزء آدم های معمولی باشه باز برهم بر زندگی اطرافیانشان تاثیر می گذارد و جهت زندگی اونها و خودش را خواسته یا ناخواسته نغییر می دهد. مثل فرزندی که دانشگاه قبول می شود و برای بقیه بچه های فامیل این انگیزه را ایجاد میکنه که اونها هم درس بخوانند و باز در جهت عکس انسانی که به مواد مخدر معتاد میشه و همه خانواده را درگیر مشکل خودش میکند.

من معتقدم هر انسانی برای انجام کار خاص خودش به این دنیا می آید و زندگی می کند و در قبال آن وظایفی دارد و باید برای انجام آن تلاش کند، حالا یا در انجامش موفق میشن یا نه ولی حداقل تا یک جایی از کار را پیش میبرند تا ادامه کار را یک نفر دیگه به عهده بگیره و میشه گفت وظیفه اون فرد همین قدر بوده است . خدایا به من کمک کن امسال در انجام کار مربوط به خودم موفق باشم. و بر خود و دیگران تاثیر مثبت داشته باشم تا بدونم به دنیا آمدن بی فایده نبوده و اگر به دنیا نمی آمدم هیچ اتفاقی نمی افتاد.

روز تولد


امروز روز تولد من بود. دقیقا وسط تعطیلات عید به دنیا آمدن حس وحال خاصی داره ، اینکه همیشه به مناسبت به دنیا آمدنت از یک هفته قبل تا یک هفته بعد همه تعطیل هستند، همه پیام می دهند ، مردم به خوشحالی می پردازند به مهمانی و مسافرت می روند ، شیرینی و شکلات آجیل و میوه می خورند ، همه به همدیگه تبریک می گویند و خلاصه ههه شاد هستند از اینکه تو به دنیا آمدی و اینکه خدا هم که سنگ تمام می گزاره و هرجا که پا می گزاری سرسبزه و پر گله ، پرنده ها آواز می خوانند ، باران می بارد و در کل هوا تمیز و مطبوع تر از هر وقتی از سال است واقعا خیلی خوبه وآدم نمیدونه چی بگه (دی دی آدم از خود متشکر)

حالا خارج از شوخی تعطیلات نوروز برای ما ایرانی ها از هر جهت یکی از بهترین های زمان های سال است .حالا چه برسد به اینکه با یک روز خاص مثل روز تولدت همزمان بشه .

از اونجایی که مرغ همسایه غاز تشریف دارن من همیشه دوست داشتم روز تولدم در یک موقع دیگر سال غیر از تعطیلات نوروز باشه ، تا آنجایی که یادم می آید یه جشن تولد درست حسابی نداشتم ، یا در حال سفر بودم ، یا در حال دید و بازدید عید و این اواخر هم خانواده در حال سفر و من درحال مواظبت از خانه ، برای مثال همین سال گذشته همه اهل منزل به مسافرت رفتند و من بپای خونه شده بودم . اتفاقی تولدم مصادف شده بود با عروسی یکی از دوستان ما هم خیر سرمان برای دو ساعت خانه محترم را تنها گذاشتیم رفتیم عروسی وقتی برگشتیم دیدم جا تره و بچه نیست. جناب آقای دزد محترم تشریف آورده بودند مهمونی و بعد از کلی ریخت و پاش چون چیزی برای خوردن پیدا نکرده بودند دوربین عکاسی من و دوزار پولی که پدرجان برای گذران این چند روزه برای من گذاشته بودند با خود برده بود. حالا بماند که شب تولدم تا صبح تو کوچه با همسایه ها پلیس بازی کردیم و چشم بر روی چشم هم نگذاشتیم.

ولی خوب همه اینها خاطره میشه.

بازم جدی نگیرید چون من عاشق فروردین هستم و روز تولدم را هم خیلی دوست دارم .

راستی از همه دوستان و آشنایان که امروز به یاد من بودند و به من تبریک گفتن ، پیام گذاشتند و یا کارت تبریک فرستادن تشکر می کنم . انشاا.. عروسیتون بیام جبران کنم.